ٱدرس تلگرام ما
مطالب جدید رو میتونید رو کانال تلگرام ابوزید دنبال کنید
Drabuzaid@ برای join کلیک کنید
https://t.me/joinchat/AAAAAEIeSo-F4DmnP-onYA
مطالب جدید رو میتونید رو کانال تلگرام ابوزید دنبال کنید
Drabuzaid@ برای join کلیک کنید
https://t.me/joinchat/AAAAAEIeSo-F4DmnP-onYA
نقد وبررسي ديدگاه نصرحامد ابوزيد پيرامون وحي
ابوذر نوروزي _کارشناس ارشد فلسفه وکلام اسلامي دانشگاه اصفهان
چکيده
پدیده ي وحی در اسلام مفهومی بنیادین ومحورواساس همه ي آموزه های دینی است. در میان متون مقدس نیز تنها قرآن به تفصیل از این پدیده وگونه های متفاوت آن سخن رانده است. براساس قرآن لفظ ومحتوای وحی عینا از طرف خداوند به پیامبرابلاغ شده است ودیدگاه رایج پیرامون فهم قرآن به متکلم،متن ومخاطب وحی توجه دارد.
این نوشتار به روش توصیفی _تحلیلی دیدگاه نصر حامد ابوزید(2010-1943) درباره ي ماهیت وحی و روش فهم آن را با تاکید بر وحی قرآنی بیان وبررسی مي کند و درصدد است به دومساله پاسخ دهد:
1_ آیا نظر ابوزید پیرامون ماهیت وحی مطابق دیدگاه قرآن دراین زمینه است؟
2_ روش ایشان در فهم قرآن چیست؟
مرگ ابوزید بسیاری را خوشحال و بسیاری را متاثر و اندوهناک نمود در این میان آنان که خوشحالتر بودند مجال بیشتر و بهتری پیدا نمودند تا در فضای موجود و مطلوبشان بدور از حضور پر رنگ رقیب جولانگاه تازه ای برای تاختن بیابند . هفته نامه پنجره به تازگی ویژه نامه ای به همین مناسبت منتشر نموده که در پی می آید :
|
| ||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||
یکی از مهمترین کتاب های ابو زید «نقد گفتمان دینی، » است که توسط حسن یوسفی اشکوری (در دوران زندگی در زندان اوین) و محمد جواهر کلام ترجمه و توسط انتشارات یادآوران اردیبهشت ۱۳۸۳ منتشر شده است. ابوزید برای ترجمه فارسی کتاب یک مقدمه ویژه نوشته است.

نصر حامد ابوزید در مقدمه کتاب اشاره جالب و ظریفی به سکولاریسم و قرائت سنتی از دین دارد که در پی آمده است:
سکولاریسم در جوهره ی خود چیزی جز تاویل راستین و فهم علمی از دین نیست، و آنچه باطل اندیشان درباره اش ترویج می کنند که سکولاریسم هما الحادی است که دین را از سطح جامعه و زندگی جدا می کند، بسیار به دور است.
گفتمان سنتی دینی عمداً و به شکلی هوشمندانه جدایی دولت از کلیسا (یعنی جدایی قدرت سیاسی از دین) را با جدایی دین از جامعه و زندگی در هم می آمیزند.
جدایی نخست، یعنی جدایی دولت از کلیسا امری ممکن و ضروری است و جهان غرب با عملی کردن آن توانست از تاریکی های دوران قرون وسطی آزاد و به علم، توسعه و آزادی دست پیدا کند.
اما جدایی دوم (جدایی دین از جامعه و زندگی دینداران) توهمی است که گفتمان سنتی دینی آن را در مبارزه علیه سکولاریسم ترویج می کند تا سکولارها را متهم به کفر و الحاد نماید. چه کسی می تواند دین را از صحنه جامعه و کلا زندگی حذف کند و اساساً چه نیرویی می تواند جنین تصمیمی را عملی سازد
نصر حامد ابوزید و نقد گفتمان سیاسی سنت
نویسنده: مهدی حجت
ابوزید معتقد است شناخت متن قرآنی و ایضاح و صورتبندی آن، بدون بازسازی قرائتی انتقادی، ژرفنگر و جدید از علوم قرآنی ممکن نیست. جایگاه علوم قرآن و علوم حدیث در گفتمان دینی معاصر تکرار مکررات است، زیرا بسیاری از عالمان ما گمان میکنند که این دو رشته علمی از جمله علومی هستند که به کمال و بالندگی خود رسیدهاند و دیگر چیزی نمانده است که آیندگان بر گذشتگان بیفزایند. به نظر ابوزید باید متن دینی را از کارکردهای ایدئولوژیک سیاسی، اقتصادی، علمی یا فلسفی برهانیم.
دیروز دستهای میگفتند اسلام دین ملیگرایی غربی است و دستهای اسلام را دین سوسیالیسم، عدالت اجتماعی و جهاد علیه امپریالیسم و صهیونیسم میدانستند. روزگار که برگشت، از ما میخواهند بپذیریم که اسلام ضد ملیگرایی است، یا اسلام دین سود و تجارت و مالکیت خصوصی است و سرانجام اینکه اسلام دین صلح و گذشت است. از این رو به باور ابوزید در گفتمان سنت متن قرآنی را از بافت و زمینههای عینی و تاریخیاش جدا میکنند به گونهای که از سرشت حقیقیاش که متنی زبانی است، دور گشته، مبدل به شیء مقدس میشود. متون دینی به جای آنکه موضوع فهم، تفسیر و تأویل قرار گیرند، به وسایلی برای تزیین و برکت جستن بدل شدهاند. قرآن از «متن» به «مصحف» و از «دلالت» به «شیء» تبدیل شده است. در این گفتمان همواره با سستی فرهنگ علمی، فرهنگ عامیانه شکوفا گردیده، رشد کرده و آنگاه متن قرآنی از حوزهی تفسیر و تأویل به دایرهی هنرهای تصویری و تجسمی و موسیقی کشانده شده است.
امروزه سنتگرایان معتقدند که رهایی حقیقی ما تنها در سایهی بازگشت به اسلام و اجرای احکام و دستوراتش در تمام شئون اقتصادی، اجتماعی و سیاسی زندگیمان، تا مرز ریزترین جزییات زندگی فردی و اجتماعی صورت میپذیرد. اما ابوزید معتقد است درخواست اجرای احکام دین اسلام و آن را در اندیشهی معاصر دینی اساسیترین مسأله انگاشتن، فرار از واقعیت و نادیده انگاشتن آن است. به طور کلی ابوزید در پنج حوزه به نقد گفتمان سنت و سنتگرایان میپردازد:
( اس تی آر/ خبرگزاری فرانسه/ گتی ایماژ) در این عکس: نصر حامد ابو زید (چپ) به همراه همسرش، ابتهال یونس، چند روز پیش از حکم سال 1995 دادگاه مبنی بر ارتداد وی. |
فقط نزدیک ترین دوستان و اقوام نصر حامد ابو زید، متفکر مصری در گذشته در مراسم خاکسپاری وی در روز 5 ژوئیه در کهافه، روستای محل تولد او شرکت کردند. خانواده وی هیچ مقام رسمی دولت به جز فاروق حسنی، وزیر فرهنگ مصر، را دعوت نکرده بودند و یا خود آن ها حضور نیافته بودند. حسنی در مقام یک فرد غیر دولتی برای ادای احترام آمده بود.
این مراسم خاکسپاری بی سر و صدا، به یک زندگی بحث برانگیز و غیر متعارف فضیلت و دانش قرآنی پایان داد که ابو زید را در رویارویی با دین پژوهان اسلامی سنتی و افراطی قرار داده بود و در نهایت به صدور حکم ارتداد برای وی و تصمیم جنجال برانگیز دادگاه مبنی بر نقض پیمان ازدواج وی و همسرش به دلیل ارتداد او منتهی شد.
نصر حامد ابوزید و قرائت اومانیستی از اندیشهی سیاسی اسلام
مهدی حجت
ابوزید بر این باور است که مسأله رویاروی ما باید این باشد که چگونه از اصول سازندهی میراث ما و عوامل مؤثر در حرکت و رشد آن تا زمان خود درک علمی پیدا کنیم. میراث نیز از نظر او مجموعهی متونی است که هر لحظه با قرائتی تازه معنایش روشن میشود و هر قرائت جدید کوششی است برای بازسازی تفسیر گذشته بر مبنای حال. او کوشیده است مباحث رایج علوم قرآنی را از منظری تازه و با نگرش و ذهنیت امروزی ببیند. به عبارت دیگر قرائتی تازه از آنها به دست دهد. او با به کارگیری دانشهای زبانشناختی، نشانهشناختی و هرمنوتیکی به سراغ فهم قرآن میرود.

وى داراى 12 كتاب به زبان عربى و بيش از 70 مقاله به زبانهاى عربى و انگليسى است. كتابهاي «چنين گفت ابن عربي»، «دايرههاي ترس (قرائتي در گفتمان زن)»، «نقد گفتمان ديني» و «معناي متن» و «رويكرد عقلاني در تفسير قرآن» از او در ايران منتشر شده است. وي در پنجم ژوئيه سال 2010 به علت بيماري قلبي درگذشت.
دنیای اسلام قرآن پژوهی را از دست داد که روزگاری "مرتد" خوانده و همسرش به او "حرام" شد
...
رهایی قرآن از "زندان حلال و حرام"
به گفته ابو زید همه مسلمین در آن زمان می دانستند که متون مقدس تبیینی از پدیده های فیزیکی و بشری ارائه نمی دهد، بلکه این بر عهده عقل بشری است که به مطالعه و شناخت طبیعت و انسان بپردازد: "چنین درکی (از نقش عقلانیت) است که مشخصا جزء مهمترین ریشه های دستاوردهای علمی و فنی دانشمندان مسلمان به حساب می آید." دستاوردی که به گفته او مسیحیان از مسلمین اخذ کردند و بنیان رنسانس را گذاردند.
ابوزید در تشریح رابطه اش با قرآن گفت بیش از سلفی ها که خود را به "حلال و حرام" در متن محدود کرده اند به این کتاب عشق می ورزد. کتابی که هنرهای سمعی و بصری بی بدیلی را خلق کرده، به گفته او امروز "ابزار" دست سیاستبازان شده است:
"هیچ کس از قرآن لذت نمی برد. ما با تلاوت قرآن یا در هراسیم و یا در آرزوی بهشت. ما قرآن را به متنی تبدیل می کنیم که یا تشویق می کند یا ارعاب. به هویچ و چماق (بدل می کنیم). من می خواهم قرآن را از این زندان رها کنم تا یکبار دیگر مولد فرهنگ و هنری شود که در جامعه ما خفه شده است."
ابو زید با تمایز قائل شدن بین تاویل و تفسیر نشان داد چگونه نسل اول متکلمین اسلامی همچون معتزله با بهره گیری از عقل به فهم قرآن همت گماردند. اما در قرون بعدی که نقل جای عقل را گرفت و تفسیر جای تاویل، اشاعره نقش استدلال عقلانی در فهم قرآن را انکار کردند و تاویل را نامجاز شمردند.
آنها معتقد بودند که اگر بر اوصاف خداوند واژه هایی همچون بصیر، رحیم و غیره بکار می رود نمی توان از حد معنای لفظی آنها عبور کرد. اشاعره حتی در مورد بهشت و جهنم هم به همان صورت های آمده در قرآن اکتفا کردند و فراتر رفتن از آنها را جایز نشمردند و به این ترتیب راه را بر یک نگرش فلسفی و عقلانی به دین بستند.
ابو زید و کتاب معنای متن (مفهوم النص)
سلمان ایرانی
مقدمه:
کمتر کسی است با تفکر کلامی معتزله آشنایی نداشته باشد؛ نامی که در حوزهی علوم و معارف اسلامی شهرت دارد و بـه فرقهی کلامی اطلاق میشود که ویژگی عمدهی آنان به کارگیری عقل در تفسیر آموزههای کلامی و الهیاتی است معتزلیان به رهبری کسانی چون حسن بصری و اندیشمندانی چون جاحظ، قاضی عبدالجبار و دیگران و به دنبال حوادث سیاسی ـ اجتماعی و اندیشههای جدیدی که در جامعهی نوپای اسلامی پدید آمده بود در تاریخ اسلام ظهور کردند.
استفاده از شیوهی تأویل و عنصر مجاز در تفسیر نصوص و نیز به کارگیری عقل در فهم معارف و علوم اسلامی سرلوحهی کار آنان بود. پیشزمینههای در ظهور این فرقه نقش داشتند که زمینهی طرح آنها در این بحث نیست.
روایتی از احوال و آرای نصر حامد ابوزید
مرگ مؤلف معنای متن
یاسر میردامادی
در گذشت نصر حامد ابوزید (1943-2010) و محمدحسین فضلالله (1935-2010) به فاصلهی سه روز از یکدیگر را میتوان به معنی از دست دادن دو چهرهی علمی کم وبیش عقلگرا در میان مسلمانان دانست. اولی قرآنشناسی با گرایش عقلی در اسلام سنی و دومی فقیهی مفسر با فتاوای متفاوت و نواندیشانه در اسلام شیعی بود. اینکه هر دوی این چهرهها مخالفانی از میان سنتیها و بنیادگرایان اسلامی داشتند، امر عجیبی نیست؛ عجیب اما اینجاست که هر دو چهره، دستکم در مقاطعی از عمر خود، به گروههایی وابستگی داشتند که بنیادگرا خوانده شدهاند: ابوزید در نوجوانی و اوان جوانی، عضوی از اخوان المسلمین بود و حتی در سن یازده یا دوازده سالگی (1954) یکبار به این خاطر به زندان افتاد، گرچه بعدها راه خود را از آنها جدا کرد و از سوی دیگر، فضلالله نیز پدر معنوی حزبالله لبنان خوانده شده، گرچه او هیچگاه رابطهی رسمی و تشکیلاتی با این حزب نداشت
ابو زید و تجربه پژوهشی و اخلاقی
رضوان السید
درگذشت دکتر نصر حامد ابو زید شوکی بزرگ بود به تمام کسانی که او را دوست می داشتند و مطالعات و مبارزات او را پی گیری می کردند. البته همه آن ها پیش و پس از او تجربه تحقیق و مهاجرت او و نیز نتایج نظریه های او را پی گیری کرده و می کنند.
تحقیقات استاد ابو زید را از زمان دوره تحصیل او در مقطع دکترا در رشته "تفسیر قرآن از دیدگاه معتزله" پی گیری می کردم. در سال 1992 هنگامی که مجله "اجتهاد" را منتشر می کردم، بامن تماس گرفت و متن کتاب "نقد گفتمان دینی" را برای من فرستاد که آن را توسط انتشارات "المنتخب العربی" بیروت در سال 1993 چاپ و منتشر کردم. پس از آن مقاله ای طولانی درباره تحقیقات ابوزید را در مجله "الاجتهاد" منتشر کردم که آن را دوستش حسن حنفی نگاشته بود.
|
نیــم نــگاهی بــه اندیشــه هــای دکتــر نصــرحــامد ابــوزید
نوشته شده توسط کامیار |
|
|
برای نصر حامد ابو زید
سید هادی طباطبایی
شاید این هم از سنن الهی شده است که فرشته موت ، نظر به اصناف می کند و نه به افراد.سال گذشته بود که در مدت کوتاهی 3 تن از مراجع تقلید شیعه ، دار فانی را وداع گفتند.پس از آن نوبت به صنف هنرمندان رسیده بود تا کام مرگ را تجربه کنند و تعدادی از اهل هنر نیز به جوار حق شتافتند. در هفته گذشته اما 2 تن از دگر اندیشان بودند که ذائقه موت را چشیدند.یکی محمد حسین فضل الله عالم و مرجع بزرگ لبنانی بود که اندیشه ای نوگرایانه را در خاطر می پروراند و دیگری نصر حامد ابوزید ،عالم نو اندیشی که مورد تکفیر قرار گرفت و جلای وطن کرد.

ابوزید برای جامعه فکری ایران فرد نا شناخته ای نیست.همواره در محکومیت روشنفکری دینی ایران،
گفتگوی نصر حامد ابوزيد با جانكارلو بوزتی
س ق ل م ه --- گفتگو با نصر حامد ابوزيد، فیلسوف و متاله مصری، يعنی رويارو شدن با پرسش دشوار بنیادگرایی و جزمانديشی دین اسلام. نام او به نماد تفسير اومانيستی، يا صرفن انسانی، از قرآن بدل شده است. تفسير او برای کسانی که بیچون و چرا به ماهیت الهی اين كتاب مقدس گردن نهادهاند، مشكلساز شده و برای خودش بهای گزافی داشته است چرا كه در سال 1994 او را مرتد خواندند و زندگیاش را دگرگون كردند. هرچند دانشگاه قاهره بعدها او را از ارتداد مبرا دانست ولی به موجب قوانین مصر، عقد ازدواج او با طلاق رسمی فسخ گرديد و او و همسرش وادار شدند به اروپا مهاجرت كنند و در آنجا او تدريس را نخست در لايدن و سپس در اوترخت از سر گرفت. اين فرصت را يافتيم تا با او مصاحبه كنيم دربارهی تفسير نوين و جامعش از قرآن به دو زبان انگليسی و عربی و همچنین ترجمهی عربی دانشنامهی قرآن (6 جلد)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هستهی تز تفسیری شما چیست؟
میخواستم ساختار درونی و بینابينی قرآن را، نه تنها به عنوان يك متن بلکه اساسا به عنوان گفتمان(ها) بررسی و تحليل كنم. منظورم از ساختار درونی يعنی پدیدهی قرآن در مقام «نقل شفاهی» پيش از گردآوری، نظميابی دوباره و مدونشدن در مُصحَـف. هدف تحلیل من آشکار ساختن مخاطب(های) گوناگون و نيز گويندههای گوناگون به منظور رسيدن به تحليل شيوههای گوناگون گفتمان است – گفتگويی، جدلی، انحصاری، عام و غیره.
طرفداران تفسیر تحتاللفظی به خاطر همین نکته شما را نكوهش میكنند.
تاکید بیش از اندازه بر بُعد «الهی» باعث غلبهی تفسير تحتاللفظی گرديد. این وضع به نوبهی خود وضعيتی را به بار آورد كه حتا برخی از تصمیمهای تاریخی مذكور در گفتمان قرآن را هم فرمانی الهی دانستند كه در هر زمان و مکان بر همهی مسلمانان الزامآور خواهد بود. با کشف بُعد «انسانی» نهفته در ساختار قرآن، نوعی هرمنوتيك اومانيستی امکانپذیر مینمود.
نسبت غلبهی هر كدام از اين دو تفسير و نسبت اسلام با مدرنیته و با دموکراسی كدام است؟
بازگرداندن قرآن و سنت نبوی در بستر و بافت تاریخی خود به مسلمانان مجال درك اين نكته را میدهد كه مسائل مدرنیته و دموکراسی باید مستقل از هر گونه محدودیت دينی یا فقهی به بحث گذاشته شوند.
ديدگاه شما چگونه میتواند از حمايت عالمان مسلمان برخوردار شود؟ فكر میكنيد امكانش هست كه شبکهای از افراد موافق با اين ديدگاه را ايجاد كنيد؟
بله، کاملا ممکن و محتمل است. در حال حاضر، در بنیاد آزادی برای همه (www.libforall.org) شبکهای بینالمللی در حال شكلگيری است. در یکی از برنامههای اصلی اين بنیاد، رویکرد و روششناسی ِفهم و تفسير مدرن قرآن و سنت نبوی تدريس خواهد شد و به صورت آنلاین و با بهرهگيری از شيوههای ارتباطی ديداری/ شنيداری پخش میشود.
چه رابطهای داريد با مراجع دینی کشورهای اسلامی؟ و با مسلمانی كه به عنوان مهاجر یا به عنوان شهروندان جدید اروپا روزگار میگذرانند؟
مراجع دينی طرفدار سنت هستند؛ آنها به هر گونه تلاش در جهت تغییر الگو و پارادايم به ديدهی تحقير مینگرند. البته گاهی اوقات مجبور میشوند با شرایط در حال تغییر همگام شوند، اما اين كار را با اکراه انجام میدهند. از این رو، من نمیتوانم بگويم كه رابطهی مثبتی با مراجع دينی دارم.
آیا هنوز هم مرتد به حساب میآييد؟ چگونه باید خود را مجاب كنيم که کسی چون شما میتواند نوعی خطر به حساب آيد؟ خطر برای چه کسی؟
بله، به نظر برخی از افراد من مرتد هستم. اما آنها اقليتی هستند كه رويكرد من اقتدار و مرجعيتشان را به چالش و خطر انداخته است. این تهدید جدی است، چون رويكرد من انحصار آنها بر شناخت را ويران میكند و به تك تك افراد اجازهی تفکر میدهد.
√ «نصر حامد ابوزید» پایان عقل دموکراتیک در گفتمان های کلامی
شیوای شرق
دروازه ی شگفتی های عقل و خرد تأویل گرا درمورد متن، دشواری دیگری خود را از دست داد؛ نصرحامد ابو زید اندیشمندانه و آگاهانه زندگی کرد و در راه اندیشیدن آنچنان که آگاه بود یک گام عقبگرد را به رسمیت نشناخت؛ او اندیشید تا جایی که اندیشیدن همسرش را از او گرفت؛ اما بی محابا ادامه داد و تا «چنین گفت ابن عربی» رسید و پژوهش های تأویل گرایانه ی خود را جهانی ساخت. حالا او در گورستان عقل و یا درپناهگاه متن و زبان برای ارباب ذوق و اندیشه، دیدگاه ها و باورهای زیادی را به یادگار ماند، که نمی شود از آنها بدون چراغ خرد و اندیشه عبور کرد. خیابان ابوزید به قول خودم خیابان عقل نام دارد و درچهارسویی آن، چراغ های تأویل گرایی و متن شناسی استوار است، که تنها به جدال و ضدیگری، معنا شناسی، عقل شناسی، مفهوم زایی و درک آفرینی اجازه ی عبور را می دهد، نه به قبظ اندیشی هایی سنت گرایانه ی امروز.
نصر حامد ابوزید؛ از تفسیر تا تکفیر
گزارش ویژه از رادیو فردا
۱۳۸۹/۰۴/۲۲
رویا کریمی
نصر حامد ابو زید حالا دیگر در خاک آرام گرفته است... دیگر نه فرمان قتلش توسط ایمن الظواهری او را می رنجاند و نه صدور حکم طلاق همسرش توسط بنیادگرایان مصری. پیکر بی جان او اینک پس از ۶۷ سال زندگی جنجالی و تحمل ۲۰ سال تبعید پس از چاپ ده ها کتاب و به یادگار گذاشتن نام بزرگترین قرآن شناس قرن به روستای زادگاهش در مصر بازگشته و روشنفکران را با یک «دغدغه» بر جا نهاده است؛ محمدرضا نیکفر، پژوهشگر فلسلفه معتقد به جدایی دین از حکومت از این دغدغه می گوید: «کاش جهان اسلام ده ها تن ابو زید داشت و اینقدر زیاد داشت که نمی توانستند دیگر آنها را تکفیر کنند، اخراج کنند و حکم قتلشان را بدهند. متاسفانه هنوز تعداد کسانی مثل ابوزید کم هستند. کسانی که آگاهی و شجاعت داشته باشند تا نظراتشان را بیان کنند و بگویند این متن قدیمی، این متن سنتی را، این متنی که در کانون یک دین نشسته به این صورت می فهمم و در این فهم خود در عصر کنونی و در کل تاریخ تنها نیستم و می شود اینگونه فهمید و با فهمی به صورتی دیگر جهانی بهتر داشت و به تفاهم بیشتری رسید.»
بسیاری از صاحبنظران نصر حامد ابوزید را بزرگترین قرآن شناس قرن اخیر می دانند. این بزرگترین توصیف او و بزرگترین اتهام او در دوران ۶۷ ساله زندگانی اش بود. کاری که او بهای سنگین تکفیر را بابت آن پرداخت و البته بیشترین تمجید ها را هم از همین اندیشه خود شنید.
|
نصر حامد ابو زید؛ متفکری که مسلمانان را به تدبر تشویق کرد | |
|
بین الملل: نصرحامد ابوزید،اسلام شناس مصری برای به چالش کشیدن ذهن مسلمانان سئوالاتی مطرح کرد تا آنان را در تدبر و تامل در قرآن تشویق کند، اما ...
(نصرحامد ابو زید): | |
پست پیوست2 (سمینار نقد گفتمان دینی - نصر حامد ابو زید)
دوم ) مبانی فکری گفتمان دینی
1-حاکمیت
-دعوت اسلامی در جوهره خود دعوتی بود جهت نهادینه کردن عقل در قلمرو فکر و نیز تحقق عدالت در عرصه روابط اجتماعی به عنوان دو امری که نقض کننده جهل و ظلم است .
-گفتمان دینی در تاریخ فرهنگ اسلامی با تمامی رویکردها پیوسته می کوشید که همدوش با حرکت مداوم واقعیت و ثبات نصوص هر نوع تعارض بین عقل و وحی را از میان بر دارد ← نقل به وسیله عقل اثبات می شود و عکس آن نادرست است زیرا عقل اساس پذیرش وحی است . ← سپس اختلاف پیش آمد که پس از اثبات نقل توسط عقل ، عقل از دور خارج می شود یا اینکه همچنان به کارکرد خود در فهم و تاویل متون ادامه میدهد ؟!
-فرهنگ اسلامی تا زمانی که عقل گرایی دغدغه اش بود و بر کثرت گرایی و آزادی اندیشه استوار بود همچنان پویا بود ولی این روند به علل اجتماعی – سیاسی چندان دوام نیافت